طبیعت جلوه ای از خداوند است و هنر جلوه ای از انسان
درخت بلوط و گل سرخ
یه درخت بلوط یه بوته گل سرخ با هم روییدند
هر دوشون سر سبز و شاداب و جوان بودند
و حرف هایی عین گل های در حال رشد به هم میزدند
از باد و بارون و آب و هوا می گفتند
وقتی که بوته گل سرخ به زیبایی شکفت و غنچه کرد
درخت بلوط خیلی بزرگ شده بود و بلند
وحالا دیگه از چیزهای تازه تری سخن میگفت فراوون
از عقاب ها از قله ی کوه ها از آسمون
گل سرخ با صدای فریاد مانند به چه بلندی
گفت : به نظرم خیال میکنی خیلی بزرگ شدی
گل سرخ تا جایی که در توان داشت داد می زد وبی امون
تا صداش برسه به نوک درخت تو آسمون :
دیگه وقت نداری برای گل گفتن ها چون حسابی شدی بلند بالا
درخت گفت : موضوع این نیست که من خیلی رشد کرده ام
موضوع اینه که تو خیلی کوچولو موندی جانم!!!!!!
عمو شلبی
دو تا نقاشی با اکولین که این چند روزه در مسافرت کشیدم اونجا مجبور بودم با وسایل کم بسازم ![]()
+ نوشته شده در ۱۳۸۴/۰۱/۱۰ ساعت 12 توسط آفتابگردون