زنان کار گر ـآبرنگ
دلم مثل دلت خونه شقایق
چشام دریای بارون شقایق
مثل مردن می مونه دل بریدن
ولی دل بستن آسونه شقایق
شقایق درد من یکی دو تا نیست
آخه درد من از بیگانه هانیست
کسی خشکیده خون من رو دستاش
که حتی یه نفس از من جدا نیست
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق
شقایق این جا من خیلی غریبم
آخه اینجا کسی عاشق نمیشه
عذای عشق غصه ش جنس کوه دل ویرون من جنس شیشه
شقایق آخرین عاشق تو بودی تو مردی و پس از تو عاشقی مرد
تو رو آخر سراب و عشق و حسرت ته گلخونه های عاشقی برد
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق
دویدیم ودویدیم و دویدیم
به شب های پر از قصه رسیدیم
گره زد سر نوشتامون رو تقدیر
ولی ما عاقبت از هم بریدیم
شقایق جای تو دشت خدا بود
نه تو گلدون نه توی قصه ها بود
حالا از تو فقط این مونده باقی
که سالار تموم عاشقایی
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق
شقایق وای شقایق گل همیشه عاشق
خبر نمایشگاه نقاشی و شیشه زهرا رهنورد هم اینجا بخوانید :
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=237067
رفته بودم سر حوض
تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب
آب در حوض نبود .
ماهیان میگفتند:
هیچ تقصیر درختان نیست.
....
به درک را نبردیم به اکسیژن آب .
برق از پولک ما رفت که رفت .
ولی آن نور درشت
عکس آن میخک قرمز در آب
که اگر باد می آمد دل او پشت چین های تغافل میزد
چشم ما بود.
روزنی بود به اقرار بهشت.
تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن
و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است .
باد میرفت به سر وقت چنار
من به سر وقت خدا میرفتم...
سهراب سپهری
سه تا نقاشی آبرنگ از ماهی ها