تیرگی میآید
آبرنگ -غروب
تیرگی میآید.... دشت میگیرد آرام .... قصه ی رنگی روز می رود رو یه تمام....
شاخه ها پژمرد است.... سنگ ها افسرده است .... رود مینالد.... جغد میخواند .....
غم بیامیخته با رنگ غروب.... می تراود ز لبم قصه سرد: دلم افسرده در این تنگ غروب....
آبرنگ -ابرهای تیره
+ نوشته شده در ۱۳۸۴/۱۰/۰۷ ساعت 17 توسط آفتابگردون
|