آبرنگ
کار جهان هر چه شود کار تو کو؟ بار تو کو؟
گر دو جهان بتکده شد آن بت عیار تو کو؟
گیر که قحطست جهان نیست دگر کاسه و نان
ای شه پیدا و نهان کیله و انبار تو کو؟
گیر که خارست جهان کژ دم و مار است جهان
ای طرب و شادی جان گلشن و گلزار تو کو؟
گیر که خود مرد سخا کشت بخیلی همه را
ای دل و ای دیده ی ما خلعت وادار تو کو؟
گیر دهانی نبود گفت زبانی نبود
تا دم اسرار زند جوشن اسرار تو کو؟
هین! همه بگذار که ما مست وصالیم و لقا
بیگه شد زود بیا خانه خمار تو کو
بر سر مستان ابد خارجی ای راه زند
شحنگی چون نکنی زخم تو کو؟ دار تو کو؟
حضرت مولانا
+ نوشته شده در ۱۳۸۴/۰۸/۰۲ ساعت 14 توسط آفتابگردون